اهمیت و جایگاه مدیریت بهای تمام شده در افزایش بهره وری و رقابت پذیری سازمان ها

مدیریت بهای تمام شده رقابت پذیری

در بنگاه های اقتصادی، بهره وری محور اصلی رقابت و نشان دهنده تناسب بین میزان استفاده از عوامل تولید و مقدار ایجاد ارزش افزوده است. سازمانها و شرکتهای صنعتی برای باقی ماندن در بازار و موفقیت در رقابت مهمترین راه خود را مدیریت بهای تمام شده و افزایش بهره وری خود می دانند. معمولا شرکتهایی که بهره وری بیشتری دارند، می توانند محصولات خود را با قیمت های رقابتی بفروش برسانند، حقوق و مزایای بیشتری پرداخت نمایند و ماشین آلات و تجهیزات بهتری خریداری کنند. بنابراین بهره وری بیشتر پایه، مبنا و لازمه رقابت پذیری است.

ارزش افزوده

مهمترین خروجی که به عنوان پارامتر اقتصادی در محاسبه شاخصهای بهره وری مورد استفاده قرار می گیرد ارزش افزوده است و جایگزین مناسبتری برای سود ایجاد شده توسط سازمان بوده و امکان بررسی و تحلیل های بیشتر از لحاظ عملکرد و توان رقابت پذیری سازمان فراهم می آورد. ارزش افزوده، مجموع ارزش خالص تولید کالاها و خدمات در یک سازمان در طول یکسال مالی می باشد که به منظور محاسبه این ارزش ایجاد شده در سازمان می بایست میزان کالا و خدمات خریداری شده را از کل درآمدهای سازمان کسر نمود.

مدیریت ارزش افزوده

به این منظور مدیریت ارزش افزوده در سازمان از دو طریق قابل اجرا می باشد اول از طریق مدیریت ستانده های سازمان و دوم از طریق مدیریت هزینه های مربوط به کالا ها و خدماتی که در تولید محصول خریداری شده اند (مدیریت مصارف واسطه). اما به منظور بقای سازمان ها از طریق افزایش رقابت پذیری و ارتقاء بهره وری ضروری است بتوان هزینه های انجام شده در طول یک دوره زمانی و بهای تمام شده را به درستی محاسبه و آنها را مدیریت نمود تا بتوان بر اساس آن بودجه ریزی های عملیاتی و قابل اجرایی نیز انجام داد و اهداف رشد بهره وری در سازمان را از این طریق محقق نمود. بنابراین اندازه گیری و مدیریت بهای تمام شده در راستای مدیریت ارزش افزوده در سازمان بوده که در صورت تحقق قطعا منجر به افزایش بهره وری خواهد شد.

بهره وری صنایع مهم کشور

نتیجه بررسی هایی که توسط این مرکز بر روی حجم زیادی از اطلاعات جمع آوری شده انجام شده است حاکی از آن است که علاوه بر کاستی هایی که در زمینه محاسبه هزینه ها وجود دارد، مدیریت هزینه ها (مصارف واسطه) در شرکت ها نیز کمتر از مدیریت ستانده و درآمدها مورد توجه قرار گرفته است و با وجود اینکه در محاسبه این هزینه ها عامل مهم بیرونی یعنی تورم نیز حذف می شود، اما رشد بیشتری در هزینه های افشا شده شرکت ها مشاهده می گردد. صنعت فولاد کشور با وجود اینکه در سال های نه چندان دور داعیه رقابت در سطح جهانی را داشت اما به دلیل رشد هزینه های آن که عمدتا ناشی از افزایش هزینه های مواد، سربار و هزینه های مصرف انرژی می باشد بخش عمده ای از مزیت های رقابتی خود را در مقایسه با شرکت های فولادی خارجی از دست داده است.

صنعت سیمان کشور که بیشترین سهم مصرف انرژی را در کل هزینه ها در بین صنایع انرژی بر دارا می باشد رشد زیادی در این هزینه ها به طور سالیانه شاهد می باشد. در بخش فلزات اساسی نیز به دلیل رقابتی شدن قیمت آلومینیوم و رشد بیشتر هزینه ها، شرکت های این صنعت تا حدود زیادی توان رقابتی خود را از دست داده اند. بنابراین مفاهیم مرتبط با مدیریت قیمت تمام شده بخشی از مدیریت بهره وری بوده و هدف نهایی آن را می توان مدیریت ارزش افزوده در نظر گرفت که در صورتیکه با چنین هدفی در سازمان ها مورد توجه قرار گیرد، قطعا محاسبه و مدیریت بهای تمام شده به بهبود بهره وری و افزایش رقابت پذیری کمک شایانی خواهد نمود.

علاقه مندان جهت کسب اطلاعات بیشتر در این زمینه می توانند با دفتر مرکز در ارتباط باشند.